كاش اين فكر به ذهنم خطور مي كرد من عامل مرگ او خواهم بود.

- كاش وقتي روي موتورسيكلت نشسته بودم و با سرعتِ زياد در خيابان ويراژ مي‌دادم؛ اين فكر به ذهنم خطور مي‌كرد كه جانِ يك فرد در خطر است و من عاملِ مرگ او خواهم بود‌.
سرِ شب بود و «محمد» 38 ساله، خسته و كوفته، و در حالی که لباس کار به تن داشت، سوار موتورسيكلتش شد تا به خانه برود. هنوز چیزی از حرکتش نگذشته بود كه ناگهان، جواني سوار بر موتورسيكلت، با سرعتِ زياد با او برخورد كرد.
در اين حادثه، محمد از ناحيۀ سر به شدت آسيب ديد و شاهدانِ عيني ماجرا، با كمكِ جوانِ موتورسوار، بلافاصله پيكرِ نيمه‌جانِ او را به بيمارستان امدادي انتقال دادند.
دقايقي بعد، وقتي تاريكيِ شب، آسمانِ شهر را سياه كرده بود؛ مصدومِ حادثه، با وجود تلاش پزشكان براي نجات جانش، به علت شدت صدمات وارده، فوت كرد. در اين لحظه مقصرِ صحنه تصادف با شنيدن خبرِ مرگ محمد، از بيمارستان فرار كرد و متواري شد؛ اما تيم آگاهي كه ماموريت داشتند پرونده را پيگيري كنند، با تلاش شبانه‌روزي، پس از گذشت 48 ساعت، متهمِ فراري را در مخفي‌گاهش دستگير كردند.
«مسلم» كه 24 سال سن دارد، در آگاهي اظهار داشت: چند سالي است كه به اتفاقِ زن و بچه‌ام براي كار به این شهرآمده‌ايم؛ اما با يك سهل‌انگاري، خودم را بيچاره كردم و يك انسان، قربانيِ بي‌احتياطيِ من شد.
مرد جوان در حالي كه گريه مي‌كرد، افزود: كاش وقتي روي موتورسيكلت نشسته بودم و با سرعت زياد در خيابان ويراژ مي‌دادم، اين فكر به ذهنم خطور مي‌كرد كه جان يك فرد در خطر است و من عامل مرگ او خواهم بود.
مسلم ادامه داد: وقتي شنيدم محمد فوت كرده است، تمام دنيا جلوي چشم‌هايم تيره و تار شد. آرام و پنهاني از بيمارستان بيرون آمدم و فرار كردم. فوري به خانه رفتم و شبانه، خانۀ استيجاري‌مان را كه در شهرك بود تخليه كردم و به خانه‌اي در روستاهاي اطراف رفتيم؛ ولي يك لحظه آرام و قرار نداشتم و مدام خودم را لعن و نفرين مي‌كردم كه چرا با تخلف در رانندگي و سرعت زياد هنگام رانندگي، مرگ فردي بي‌گناه را كه هنوز لباسِ كار به تن داشت و مي‌خواست به خانه‌اش برود رقم زده‌ام‌!
از عذاب وجدان رنج مي‌كشيدم؛ اما مي‌ترسيدم خودم را به پليس معرفي كنم. قرار بود ساعت 3 بامداد با زن و بچه‌ام به يكي از روستاهايِ شهرستان فرار كنيم كه توسط پلیس دستگیر شدم.
مسلم در پايان گفت: از تمام كساني كه از موتورسيكلت استفاده مي‌كنند خواهش مي‌كنم به مقررات راهنمايي و رانندگي توجه كنند و مبادا غرورِ سرعت و حركات نمايشي، آنها را به دره بدبختي بياندازد.