زنگ مرگ!

باز هم غرور بي‌جا و خشم ناگهاني باعث شد تا رقص چاقو، موج خون را خروشان كند و حادثه‌اي تلخ رقم بخورد.
ساعت 4 بعدازظهر روز بيست‌وششم بهمن‌ماه بود و باد سردي مي‌وزيد. وانت نيساني كه اسباب و اثاثيه منزل را حمل مي‌كرد، داخل كوچه‌اي متوقف و مرد جواني از آن پياده شد. او از اينكه مي‌ديد يك دستگاه خودرو پرايد جلوي درِ خانه جديدش پارك شده است و نمي‌تواند وسايل را به داخل منزل ببرد، عصباني شد و با اين تصور كه خودرو بايد متعلق به همسايه باشد، زنگ خانه‌اي را زد.
در اين لحظه صاحبخانه از پشتِ آيفون جواب داد: بله، با كي كار داريد؟ حسين با ناراحتي گفت: چرا اين ماشين را جلويِ درِ خانه ما پارك كرده‌اي؟ بيا و زود آن را بردار!
اما از آن سوي گوشي، محمود نيز كه از اين لحنِ صحبت خشمگين شده بود؛ جواب داد: برو ببين كدام آدم احمقي اين كار را كرده است تا بيايد و خودرو را بردارد!
دو مرد جوان با اين بگومگوها يك مشاجره كوتاه از پشت گوشي آيفون داشتند و سپس حسين با عصبانيت، زنگ درِ خانه همسايه ديگري را زد و اين بار مالك پرايد با عذرخواهي از منزلش بيرون آمد و محل پارك خودرو را تغيير داد.
چند دقيقه بعد حسين و برادرش كه وسايل را به داخل منزل انتقال و سرگرم چيدن اسباب و اثاثيه بودند، متوجه شدند كه محمود از كوره در رفته است و با عصبانيت توي كوچه به دنبال آنها مي‌گردد.
حسين نيز كه نمي‌خواست جلوي همسايه جديد خود كم بياورد؛ با محمود روبرو شد. مشاجرۀ لفظي دو مرد جوان خيلي زود به حرف‌هاي ركيك رسيد و محمود كه ديگر كنترل خود را از دست داده بود، ناگهان چاقويي را از داخل جيبش درآورد و ضربه‌اي به قفسۀ سينه حسين زد.
نفس‌هاي شاهدان عيني ماجرا كه به دنبال علت سروصدا مي‌گشتند؛ براي چند ثانيه حبس شد و حسين در مقابل چشمان بهت‌زده آنها غرق به خون روي زمين افتاد.
محمود نيز كه باورش نمي‌شد چه اتفاقي افتاده است؛ چند قدم به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت.
با گزارش اين ماجراي دردناك به فوريت‌هاي پليسي 110، مأموران انتظامي بلافاصله در محل حاضرشدند و اقدامات قانوني لازم را با دستور مقام قضايي به عمل آوردند.
هنوز 15 دقيقه از وقوع اين حادثه نگذشته بود كه متهم به قتل نيز خودش را از چنگ وجداني آگاه و بيداركه او را سايه به سايه تعقيب مي‌كرد نجات داد و با مراجعه به كلانتري، در حالي كه اشك مي‌ريخت، واقعيتي تلخ را اعتراف كرد.
به راستي جوان 36 ساله هيچ‌وقت فكر نمي‌كرد در بعدازظهرِ روزي كه براي آن برنامه‌هاي زيادي داشت؛ به عنوان قاتل، بايد جوابگوي خشم ناگهاني و غرور بي‌جاي خود باشد.
با ابراز تأسف از وقوع اين حادثه، كاش بال‌هاي نجات‌بخش سعه صدر و تحمل، محمود و حسين را از اين معركه نجات مي‌داند تا ... !

زخم شیشه

در مركز مشاوره بودم كه ناگهان صداي همكارم را شنيدم.
-آقای «ش» عجله كن عجله كن.
سریع بيرون آمدم. پرسيدم: چه اتفاقي افتاده!
- به ما گزارش رسيده مرد جواني قصد داره پسرش را بكشه.
- آدرس: محله ... كوچه ... .
نزديكِ محل كارمان بود. با عجله خودمان را به آنجا رسانديم. همسايه‌ها جمع شده بودند. بچه‌هايِ كلانتري هم خودشان را رسانده بودند. كسي جرأت نزديك شدن به مرد جوان 28 ساله را نداشت. او بچه سه ساله را به بالاي پشت‌بام برده بود و مي‌خواست او را با چاقو بكشد يا به پايين بيندازد. لحظات حساسي بود. پدرِ مرد جوان، کمی آنطرف‌تر با او صحبت مي‌كرد؛ اما فايده‌اي نداشت. همسرش پايين ساختمان بود و مدام گريه مي‌كرد. پرسيدم: خانم چي شده؟ گفت: جواد معتاده. او شيشه كشيده بود. از او خواستم تا نان بگيرد. جواد هم عصباني شد و فرياد زد: پس اين بچۀ پدرسوخته، توي خونه چه غلطي مي‌كنه! بچه را به پشت بام برده تا به خيال خودش آدم كنه. در اين لحظه پدر جواد از راه مي‌رسد. او يك پدرسالار و مرد عصباني است كه جواد خاطرات تلخي از او دارد. مواجهه پدر و پسر كار را بدتر مي‌كند.
جواد فرياد مي‌زد اگر جلو بياین، بچه را به پايين مي‌اندازم. از پدر خواستم تا از آنجا دور شود. به جواد نزديك شدم؛ او خيلي عصباني بود. از او خواستم تا بایستد و اينقدر راه نرود. او حرفم را پذيرفت. با او همدلانه شروع به صحبت كردم.
-جواد! مي‌دوني تو هم روزي مثل پسرت، كودكي در دستِ پدرت بودي!
نگاه عميقي به من كرد و گفت: خب، اين هم پدرِ من. مي‌بيني كه!
- اسم بچه‌ات چيه؟
- اميد.
- معلومه كه خيلي دوسِش داري؟ چون نمي‌خواي اونو بكشي.
- اگر جلو بياي؛ حتماً اين كارو مي‌كنم.
-جواد! يادت مي‌آد وقتي بچه بودي.
-بله، بابام هميشه آدم بداخلاق و عصبي بود.
-خب، فكر مي‌كني «اميدِ» تو چه خاطره‌اي از بابا جوادش داشته باشه؟!
اين جمله، جواد را به خود آورد و شروع كرد به گريه. جواد تنگ آمده بود. او شيشۀ عمرش را با شيشه شكسته بود.
روز تلخ و نفس‌گيري بود. از اينكه توانسته بوديم از يك فاجعه جلوگيري كنيم؛ همگي خوشحال بوديم.
اما كودكاني هستند كه زير تيزيِ شيشۀ پدرانشان، هر روز زجر مي‌كشند و آشفته‌اند. شايد اميدي از راه برسد ...

تنها دشمني كه بايد تسليمش شد

رانندگي در مواقعي كه احساس خستگي مي‌كنید، بسيار خطرآفرين است؛ سرنشينان وسايل نقليه به‌ويژه سرنشينان رديف جلو كه در كنار راننده نشسته‌اند بايد همواره سطح هوشياري و اعمال راننده را زير نظر داشته و از هوشياري كامل وي اطمينان حاصل كنند؛ راننده‌اي كه نياز به استراحت دارد در صورت تعويض جاي خود با يكي از همسفران بايد به صندلي عقب رفته و استراحت کند.
اگر در هنگام رانندگي، احساس خستگي و بي‌حوصلگي کرديد، بلافاصله خودروی خود را در كنار خيابان یا جاده (البته در محل امن و در پاركينگ‌هاي موجود) متوقف کرده و از ادامه مسير در اين حالت خودداري کنيد.
خواب‌آلودگي، تنها دشمني است كه بدون هيچ‌گونه مقاومت و در اولين فرصت بايد تسليم آن شد و به هر دليلي و در هر زماني كه احساس خستگي كرديد، بايد از ادامۀ رانندگي منصرف شويد و استراحت کنيد.
شايد بتوان خواب‌آلودگي را به عنوان يکي از علل اصلي تصادفات رانندگي نام برد؛ زيرا خواب‌آلودگي باعث كاهش قدرت تشخيص خطر و قدرت تفكر و هوشياري راننده مي‌شود و وقتي راننده‌اي مي‌خواهد با خواب‌آلودگي مقابله كند، به استقبال خطر مرگ براي خود و ديگران رفته است.
عمده روش‌های تشخيص خواب آلودگي:
1- احساس خستگي در پلكها و بسته شدن غير ارادي آنها كه راننده در ناحيه چشم خود احساس سنگيني مي‌كند؛
2- خميازه كشيدن متوالي به‌نحوي كه راننده نمي‌تواند جلوی خميازه خود را بگيرد؛
3- راننده نمي‌تواند سر خود را به راحتي بالا نگه دارد؛
4- راننده به‌صورت مارپيچ در بين خطوط رانندگي مي‌كند و خودرو روي يك مسير صاف و مشخص حركت نمي‌كند؛
5- راننده فاصله خودروی خود را تا خودروي جلويي حفظ نمي‌كند؛
6- راننده رفتار غيرارادي مانند صحبت بيش از حد با سرنشينان، خوردن مداوم تنقلات و ... انجام مي‌دهد كه همگي در راستاي غلبه بر خواب‌آلودگي است.
كاهش تلفات انساني ناشي از تصادفات، بالاترين و ارزشمندترين هدف پليس راهور در اجراي طرح‌هاي ترافيكی و انجام برنامه‌هاي آموزشي است كه بدون كمك و همراهي رانندگان و دستگاه‌هاي متولي امكان‌پذير نيست و كمك رانندگان به پليس هم تنها اين است كه به قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي احترام گذاشته و وظائف قانوني خود را در حين رانندگي به نحو احسن انجام دهند.

دو باور غلط نسبت به شیشه

باور غلط اول: شیشه نشئگی دارد، ولی اعتیاد نه!
مواد روانگردان اگر چه عمدتاً فاقد مرفین هستند، اما این دلیلی بر اعتیادآور نبودن آنها نیست و به جرأت می‌توان گفت که این مواد دارای پیامدهای منفی و آثار مخرب بیشتری نسبت به مواد مخدر مرفین‌دار، در ابعاد فردی و اجتماعی هستند.
باور غلط دوم: شیشه بهترین دارو برای رفع چاقی و درمان افسردگی است!
اخيراً با تبلیغات فريبنده‌اي که در محيط­هاي زنانه همچون آرايشگاه­ها و باشگاه­هاي ورزشي صورت مي‌گيرد، مصرف این ماده به منظور رفع افسردگي، لاغري و حفظ تناسب اندام به زنان و دختران توصيه مي­گردد. تقويت عضلات، آماده­سازي بدن براي پذيرش انواع ورزش‌هاي مناسب بدنسازي، ايجاد انرژي و مقابله با چين و چروک پوست، موارد دیگری هستند که تولیدکنندگان و فروشندگان شیشه در این مکان­ها به دروغ تبلیغ مي‌كنند. متأسفانه برخی از خانم‌ها تحت تأثیر این تبلیغات، به مصرف شیشه روی آورده و بعد از مدت كمي كاملاً به آن وابسته مي­شوند.

عوارض مصرف شیشه:
اگرچه تأثیر و عوارض این ماده مانند هر نوع مادۀ اعتیادآور ديگرى در اشخاص مختلف، بسته به عواملى چون وزن، سلامت فرد، سابقه و میزان مصرف، روش استفاده و اينكه آيا با ماده ديگرى استفاده مى‌شود یا خیر، متفاوت است.
یکی از مهم‌ترین عوارض مصرف شیشه، اثرات «نوروتوکسيک» آن می‌باشد؛ به گونه‌ای که سلول‌های مغزیِ دارندۀ دوپامين و سروتونين را تخريب مي‌کند. با گذشت زمان، مقدار دوپامين مغز کاهش می‌يابد و حالتی چون بيماری پارکينسون اتفاق مي‌افتد. آسيب مغزی ايجاد شده توسط شیشه مشابه تغييرات ايجاد شده در بيماری آلزايمر، سکته مغزی و صرع مي‌باشد. جنبه ديگر تأثيرات شيشه بر مغز، اثر تحريکی آن بر فعاليت‌های لوکوموتور مغز (مواردی چون رفلکس‌ها و حرکات پايه‌ای بدن) است که مي‌تواند موجب بروز رفتار کليشه‌ای مانند تیک‌های عصبی و انقباضات غیرارادی عضلانی شود.
دیگر عوارض شایع شیشه: از دست دادن حافظه، بی‌قراری، بی‌خوابی شدید، اختلال در قدرت بینایی، اختلالات اخلاقی، رفتارهای خشونت‌آمیز غیرقابل کنترل، خشكى دهان، پوسيدگی شديد دندان‌ها، افزایش دمای بدن و تعریق بیش از حد، افزایش ضربان قلب و فشار خون، اختلال شدید در عملکرد دریچه پروستات، مشکلات گوارشی (شامل تهوع، اسهال، بی‌اشتهایی، عفونت و خونریزی دستگاه گوارش به ویژه روده‌ها) آسيب‌هاي شديد كبدي، كوچك شدن بيضه‌ها به همراه درد شديد، تضعيف قواي جنسي، سرگیجه، سردردهاى طاقت‌فرسا، اضطراب، سختی عضلانی، دندان قروچه، کاهش مفرط وزن بدن، تشنج و کما.
همچنین مصرف شیشه و سایر مواد روانگردان در دوران بارداری، موجب بروز مشکلات عمده‌ای از قبیل زایمان زودرس، عکس العمل‌های غیر طبیعی در مادر، حساسیت روحی بسیار شدید و. بروز نقص‌های مادرزادی در طفل می‌شود.
از عوارض رواني مصرف شیشه، می‌توان افسردگی و ايجاد یک نوع بيماري رواني شبيه اسکيزوفرني شامل توهمات بينايي، شنوايي وپوستی به همراه پرخاشگري و رفتارهای خشونت‌آميز را نام برد. همچنین ابتلا به این بیماری‌ها نیز از عوامل اصلی بروز جرايم خشن از جمله همسرکشي، خودکشي و تجاوز به عنف به شمار می‌رود.
همچنین رانندگی‌ غیرعادی و حادثه‌ساز و وقوع تصادفات وحشتناک، یکی دیگر از پیامدهای مصرف شیشه به ویژه در میان جوانان است. افرادی که بعد از مصرف شیشه رانندگی مي­کنند؛ تمايل زيادي براي ريسك كردن دارند. از طرف دیگر وقتي تأثير ماده به تدريج از بين مي‌رود، راننده دچار خستگي و گرفتگي شديد عضلانی مي‌شود كه اين موضوع نیز احتمال خطر را در رانندگي افزايش مي­دهد.
نکته آخر، متأسفانه شدت توهم و هذيان در مصرف‌کنندگان شيشه ايراني به مراتب بيش از آن چيزي است كه در گزارش‌هاي بين‌المللي اعلام شده است که البته این هرگز به معنای بیشتر بودن میزان نشئگی آن نیست؛ چرا که طبق گفته مصرف‌کنندگان، میزان نشئگی این ماده در شیشه‌های ایرانی به مراتب کمتر از نوع وارداتی آن می‌باشد.
مهم‌ترین علل مرگ ناشی از مصرف شیشه :
التهاب جداره داخلی قلب (به دنبال افزایش میزان مصرف)، سکته قلبی، پاره شدن سرخرگ وخونریزی داخل جمجمه از دلایل اصلی مرگ ناشی از مصرف شیشه هستند که تاکنون گزارش شده‌اند.
رابطه میان مصرف شیشه و ابتلا به بيمارى‌هاى عفونى :
استعمال شیشه با استفاده از پايپ، موجب سوزاندن و بريدن لب­ها مى‌شود كه این مسئله مي‌تواند موجب سرايت انواع ويروس‌ها از جمله هپاتيت C شود.
تزريق اين ماده نيز احتمال ابتلا به بيماري‌هاي هپاتيت C و ايدز را افزايش مي‌دهد؛ به خصوص اگر سوزن، سرنگ و ديگر تجهيزات تزريقى (قاشق، صافى، شریان­بند) به صورت مشترك استفاده شود. روابط نامشروع جنسي و اختلالات­جنسي پرخاشگرانه نیز یکی از عواملی است که مي‌‌تواند تحت تأثیر مصرف شیشه، خطر ابتلا به ایدز را افزایش دهد.

سرعت را در خود بکشید؛ خود را نکشید

سالانه در کشور ما افراد زيادي به علت سوانح ترافيکي جان مي‌بازند و بسيار بيشتر از آن دچار ناتواني و معلوليت‌هاي جسمي مي‌شوند. متأسفانه قربانيان اين حوادث،‌ بيشتر از گروه سني جوان و مولّد جامعه هستند؛ به طوري که ميانگين سني آنها حدوداً 35 سال است و اين خود موجب تحميل باري مضاعف به اقتصاد و سرمايه اجتماعي مي‌شود. از بين علل وقوع سوانح ترافيکي شديد، سرعت، مهمترين عامل شناخته‌شده محسوب مي‌شود.
با افزايش سرعت وسيله نقليه، زمان عکس‌العمل راننده و فاصلۀ موردنياز تا توقف وسيلۀ نقليه، افزايش مي‌يابد و همين امر باعث شده كه احتمال وقوع تصادف افزايش يابد. براي نمونه اگر راننده اي مسير تهران تا قم را با سرعت 140 كيلومتر در ساعت طي كند، در فاصله زماني 52 دقيقه به مقصد مي‌رسد؛ اما اگر همين مسير را با سرعت 120 كيلومتر در ساعت طي كند، در 60 دقيقه به مقصد مي‌رسد. بنابراين ارزش رسيدن به مقصد در زماني كوتاهتر (آن هم صرفاً 8 دقيقه) در مقايسه با خطرات احتمالي و عواقب ناگوار پيش روي راننده بسيار ناچيز خواهد بود. در سرعت بالا ميزان اشتباهات رانندگي بيشتر خواهد شد و مدت زمان تصميم‌گيري کاهش مي‌يابد. در يک تصادف با سرعت 50 کيلومتر در ساعت، وزن کودک، 20 برابر افزايش مي‌يابد و يک کودک 5 کيلوگرمي در يك صدمِ ثانيه، وزني معادل 100 کيلوگرم خواهد يافت. بنابراين اقشار آسيب‌پذير استفاده‌کننده از راه‌ها مانند عابرين پياده، رانندگان موتورسيکلت و دوچرخه‌سواران، هنگام تصادف با وسايط نقليۀ موتوري، بيشتر در معرض آسيب‌هاي وخيم قرار مي‌گيرند و اين بدان علت است که اين اقشار کاملا بدون محافظ و يا با سطح محافظت پايين‌تري قرار دارند.
با افزايش سرعت، احتمال کشته شدن يک عابر پياده در برخورد با يک وسيله نقليه موتوري به طور چشمگيري افزايش مي‌يابد

 

خودروی شما می‌تواند قاتل شما باشد

info3